شیمی
ی = یگانگی
م = معبود
ی = یکتا
شیمی=شناخت یگانگی معبود یکتا...


به نام او که دلم را آزمایشگاه عشق خود قرار داد.
نمی دانم این بار چگونه بگویم که لوله ی آزمایش دلم از محلول فراقت لبریز است و مایع صبر در ارلن قلبم اشباع شده.
نمی دانم این بار چگونه بنویسم تلخی فراق که مانند تلخی بازهای قلیایی دمادم کامم را زهر آگین نموده، ناتوانم ساخته .... گویی زیر همان گیوتین که لاوازیه جان داد، هر لحظه جانم را فدای آزمایشات بی حد و نصرت می کنم!
اگر میخواهی حال دلم را بدانی بِشری بردار و آنرا پر از آب کن، سپس آنرا روی شعله ی گاز قرار بده تا به جوش آید، دل من از عشقت این چنین در جوش و خروش است.
حال اگر میخواهی گرمای عشقت را لمس کنی، از محضر گرامیت تمنا دارم مقداری پرمنگنات پتاسیم را روی کاشی تمیزی بریزی آنگاه چند قطره گلیسیرین به آن بیفزای ملاحظه می کنی که گرمای شدید آن مخلوط را شعله ور میسازد. گرما و سوز عشق تو نیز با من چنین کرده.
حال اگر دلت می خواهد گرمای عشقت را مستقیما احساس کنی، در یک لوله ی آزمایش حدود 5 میلیلیتر آب 30 درجه سلسیوس بریز و حدود 2 گرم کلرید کلسیم خشک در آن حل کن، حال انگشتان ظریف و زیبایت را به لوله ی آزمایش بچسبان، سوختی؟
● جنس زغال و الماس هر دو از کربن است. این، به رفتار اتمهای کربن بستگی دارد
که به زغال تبدیل شوند یا الماس شوند. زمانی که می توان الماس بود، چرا زغال
باشیم؟
● فلوئور با ارادهترین عنصر است. او حتی آرگون تنبل را به
انجام واکنش وادار می کند.
(اشاره به مولکول ArF4 و ArF6).
● فلوئور، در دوستی سنگ تمام می گذارد. اگر با عنصری دست
رفاقت بدهد، هیچ
چیز نمی تواند او را از رفیقش جدا کند. او با همهی علاقهی که به حفظ
الکترونهایش دارد، هنگامی که کمبود بور را نسبت به الکترون می بیند، او را در
الکترونهای خود سهیم میکند (BF3).
● هر چه اتمها بزرگتر می شوند (شعاع اتمی که بیشتر می
شود)، از داراییهای
خود (یعنی الکترونها) راحتتر می گذرند. برخلاف انسانها که هر چه مسنتر می
شوند به آن چه دارند، وابستگی بیشتر پیدا می کنند و بخشش کمتری از خود نشان
می دهند.
● آب با همهی لطافت و نرمی که دارد، سرسختترین مواد به
شمار می رود. اگر
دستش به بلور نمک برسد، شبکهی سخت آن را چنان درهم می شکند که با وجود
همهی آن نیروی جاذبهی قوی که میان یونها وجود دارد، هر یک به سویی می گریزند
و به محاصره مولکولهای آب درمی آیند؛ کاری که از هیچ پتک یا چکشی برنمی آید.
● همیشه نباید برای رسیدن به کمال، چیزی را به دست آورد.
گاه گذشتن از
چیزهایی که داریم، راه کمال را پیش روی ما می گشاید. درست مانند سدیم که تا از
آخرین الکترون لایهی ظرفیتش نگذرد به آرایش الکترونی کامل دست نمی یابد.
● هر چه اندازهی مولکول در هیدروکربنها بیشتر می شود
بهتر و قویتر یکدیگر را
جذب می کنند و به هم نزدیكتر می شوند. اما چرا برخی از انسانها هر چه بزرگتر
می شوند، بیشتر از هم فاصله می گیرند؟
● چه صبری دارد این آب! دیر جوش می آورد و زیر فشار دیرتر
از کوره در می رود.
● اکسیژن رفیق نابابی است. همنشینی با او سرانجامی جز
خاکستر و دود شدن در
هوا ندارد.
● بیچاره منیزیم وقتی به اکسیژن می رسد، چشمانش چه برقی می
زند! بی آنکه
بداند اکسیژن چه خوابی برایش دیده است، با شوق به استقبال دشمن جانش می
رود.
● هنگامی که مواد وارد جمع می شوند (مخلوط تشکیل می دهند)،
اصالت خود را
حفظ می کنند. برخلاف برخی از آدمها که با ورود به هر محیط تازه، به رنگ جمع
درمی آیند.
● گرمای تشکیل ترکیبها منفی است. یعنی عنصرها «با هم بودن»
را بیشتر
دوست دارند. پس چرا برخی از ما بر طبل جدایی می کوبیم؟
● عشق را باید از سدیم آموخت که وقتی به آب می رسد از شوق رسیدن به
دوست، ذوب می شود و همهی هستی را فدای یار می کند، چنان که دیگر اثری از
او بر جای نمی ماند. تنها یک قطره فنول فتالیین کافی است تا خونی را که نثار کرده
است، نشان دهد.
● زباله را ببینید، حتی زباله هم بکار می آید. بری همین نام
«طلای کثیف» به آن
دادهاند. چه قدر بد است که از ما کاری برنیاید.
● اگر به واکنشی که در حال تعادل است، تغییری تحمیل شود،
واکنش با این تغییر
مبارزه می کند تا اثر آن را تا جای ممکن تعدیل کند. افسوس که برخی از ما خیلی
زود تسلیم محیط اطراف خود می شویم.
● طلا و پلاتین فلزهایی ثابت قدم هستند. چون در برابر شرایط
مناسبی که
وجودشان را به خطر می اندازد، پایداری نشان می دهند و تلاش می کنند که اصالت
خود را هم چنان حفظ کنند.
● پیوند
I-I از پیوندهای
Br-Br و
Cl-Cl سستتر است. جای تأسف است که
مولکولهای دو اتمی این هالوژنها، هر چه بزرگتر می شوند، ارتباطشان ضعیفتر و
پیوندشان سستتر می شود.
● می دانید چرا پیوند F–F با ین که از Cl-Cl کوتاهتر است، سستتر است؟ اتمهای
فلوئور در دوستی با یکدیگر حدی را رعیت نمی کنند. خودمانی شدن زیاد هم می
تواند مشکل ساز باشد.
● برخی عنصرها مانند لیتیم و بریلیم، که کوچکترین عضو
خانوادهی خود هستند،
گویی تافتهی جدا بافتهاند! آنها در برابر قوانین خانوادگی نافرمانی نشان می دهند.
جالب است که افراد دیگر خانواده هم در برابر سرپیچی آنها سکوت کردهاند.
● کنترل خانوادهی پرجمعیت کار دشواری است. اتم کربن،
خانوادهی کم جمعیت خود
را خوب اداره می کند و هوای الکترونهایش را دارد. اما سرب که هم گروه با کربن
است، در برابر برخی عنصرهای سودجو، از نگهداری الکترونهیش ناتوان است و دو یا
چهار الکترون از دست می دهد.
● سوختن آلکانها، فرایندی برگشتناپذیر است. راستی چرا ین
ترکیبها بدون توجه
به سرانجامی که در انتظارشان است، به سرعت و بدون هیچ پایداری، گام در راه نابود
کردن خود می گذارند؟
● هنگامی که الکتونها سوار اتوبوس زیرلایه می شوند، نخست
هر یک از آنها یک
صندلی دوتایی را بری نشستن انتخاب می کنند. الکترونهایی که دیرتر می رسند،
اگر صندلی دوتایی خالی پیدا نکنند، کنار الکترونهای نشسته می نشینند. ما هم
همین کار را می کنیم، مگر نه؟
● در رسم ساختار لوویس، پدر خانواده (اتم مرکزی در مولکول)
نخست الکترونها را
میان فرزندان خانواده (مولکول) تقسیم می کند. هنگامی که پدر با کمبود الکترون
روبرو می شود، فرزندان پدر را در الکترونهای خود شریک می کنند.
● آب، واقعاً مادهی شگفتانگیز است. اگر آب نبود هیچ بندهی
پشیمانی بر گذشتهی
بد خود نمی گریست، مروارید اشک بر گونهی هیچ بندهی سحرخیزی نمی غلتید، بر
پیشانی هیچ گناهکاری عرق شرم نمی نشست، هنگامی که پس از سالها دوری،
به عزیزی می رسیدیم، نمی توانستیم اشک شوق بریزیم و اگر کار نادرستی از ما
سر می زد، نمی دانستیم از خجالت، چه بشویم
من از چرخش الکترون ها به دور هسته آموختم که کل جهان به دور مرکز هستی می چرخد و از حرکت پیوسته ذرات چه ارتعاشی چه انتقالی یا دورانی که ثبات و سکون در آفرینش راه ندارد و پیوسته در مسیر تغییر و تحول و تکامل هستیم.
از شیمی آموختم که هر چه فاصله ما از مرکز افرینش وخالق هستی بیشتر باشد ما و نیستی ما آسانتر خواهد بود همانطوری که جدا کردن الکترون از دورترین لایه اتم آسانتر است.
از تلاش ذرات بی شعور برای پایدار شدن متعجب شدم و دریافتم که شعوری والا و اندیشه ای برتر در پس پرده هدایت گر نقش ها و طرح هاست از پیوند اتم ها برای پایدارشدن دریافتم که اتحاد در مرز پایداری است و از گازهای نجیب کامل شدن را رمز پایداری یافتم.
از بحث واکنشهای چند مرحله ای و زنجیری آموختم که ما ذره های حد واسط مراحل زندگی هستیم که در یک مرحله واکنش متولد می شویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت فراتر از تولید و مصرف ماست.
از بحث تعادل های شیمیایی و واکنشهای برگشت پذیر آموختم که جهان تعادلی است پویا و دینامیک که گرچه در ظاهر خواص ماکروسکوپی ثابت و یا متغییری دارد اما در درون در تکاپو و فعال است
و از شیمی آموختم که از دست دادن فرصت ها واکنش های برگشت ناپذیری هستند که تکرار انها میسر نخواهد بود.
از شبکه بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضادها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در مقابل دماهای ذوب بالا بوجود آید..
: کاهش نقطه ذوب جامدات
دمای ذوب یک فلز با فشار بخار آن رابطه
معکوس دارد به طوری که هر چه قدرت پیوند فلزی در فلز مورد نظر کمتر باشد ، در
نتیجه آن فلز فشار بخار بیشتری خواهد داشت . عواملی که در نقطه ذوب فلزها موثرند
در حقیقت همان عواملی هستند که موجب افزایش قدرت پیوند فلزی می شوند . عواملی
مانند شعاع فلزی ، سیستم تبلور ، امکان تشکیل پیوند کووالانسی و حتی تعداد پیوند
ها می تواند در نقطه ذوب یک فلز موثر باشد . ( دمای ذوب فلزات قلیایی از دمای ذوب
قلیایی های خاکی پایین تر است )درست به همین دلایلی که ذکر شد . یکی از روش ها
برای کاهش دمای ذوب ، فرایند آلیاژ کردن است به طور مثال نقطه ذوب چدن یا فولاد از
نقطه ذوب آهن خالص کمتر است . و یا آلیاژ قلع و سرب که در ساختار فیوزها به کار می
رود در دمایی پایین تر از 100 درجه سلسیوس ذوب می شود . پس یکی از روش های غیر از
( فرایند خلا سازی ) وارد کردن یک ناخالصی در فلز مورد نظر است ، چون که ناخالصی
ساختار بلور فلزی را در هم ریخته و عمل تبلور آن را به تاخیر می اندازد .
توصیه من این است که بحث آلیاژ ها را
از کتاب های شیمی معدنی معتبر همچون : کاتن ، هیوئی و آقابزرگ و ... مطالعه کنید .
محاسبه جرم اتمی عنصربا استفاده از ظرفیت گرمایی ویژه
از ترکیب 1 گرم نقره با اکسیژن 1/07416 گرم اکسید نقره تولید میشود در صورتی که گرمای ویژه نقره به حالت جامد برابر 0/056 کالری بر گرم باشد وزن اتمی اکسیژن برابر 15/9994 واحد جرم اتمی می باشد وزن اتمی دقیق نقره را حساب کنید.
|
البته می توان از قانون دولن و پتی
(خارج از کتاب درسی) این سوال را پاسخ داد بر اساس این قانون داریم که :حاصلضرب
جرم اتمی هر عنصر در گرمای ویژه در حالت جامد آن مقداری ثابت داریم که: |
مطمئن نیستم راه حلم درسته یانه ولی فکر میکنم به ظرفیت گرمایی ویژه
که واحدش رو اشتباه نوشتین ربطی نداشته باشه
: ![]()
![]()
تشویه یا « برشته کردن » به فرآیندهایی گفته می شود که در آن در
مجاورت اکسیژن هوا سولفید ها را حرارت می دهیم تا به فلز مورد نظر برسیم . در صنعت
متالورژی د رمرحله کاهش و آزاد سازی فلز از کانه یا سنگ معدن آن در خیلی ا زموارد
به ماده دیگر ی نیاز است . اما در تشویه کردن کافی است که سولفید آن فلز را در
مجاورت اکسیژن هوا حرارت دهیم . این روش « تشویه یا برشته کردن » برای کانه های
فلزاتی که فعالیت شیمیایی کم تری دارند و فلز آن را نمی توان با استفاده از یک
واکنشگر شیمیایی آزاد کرد ، به کار می رود به عنوان مثال : کانه های![]()
که از واکنش های تشویه زیر می توان برای آزاد سازی فلز مورد نظر
استفاده کرد :
![]()
ویا در آزاد سازی مس از مس (I) سولفید که در نهایت در این روش مس تا خلوص 99% نیز حاصل می شود
![]()
کانه های سرب (II) سولفید یا ( گالن ) را تشویه می کنند تاقسمتی از سرب(II) سولفید
به سرب (II) اکسید و
سرب (II) سولفات
تبدیل شود .
![]()
![]()
در آخر : تشویه ، همان برشته کردن و یا حرارت دادن سولفید یک فلز کم
فعال است برای آزاد کردن فلز موجود در کانه سنگ الکترونخواهی عناصر
الکترون خواهی ( Electron
affinity ) : در واقع انرژی مبادله شده ( اکثرا
آزاد شده ) به هنگام گرفتن الکترون توسط یک اتم گازی شکل می باشد . الکترون خواهی
را نباید با الکترونگاتیوی اشتباه بگیرید .
می دانیم که الکترونگاتیوی تمایل
بنیادی یک اتم به جذب جفت الکترون های پیوندی است . اتمی که الکترونگاتیوتر است ،
دارای بار جزئی منفی خواهد بود .
در يك گروه از بالا به پائين با
افزايش اندازه اتم، الكترونخواهي كاهش مييابد البته اولين عنصر هر گروه بدليل
كوچك بودن شعاع آن نسبت به ساير اتمهاي گروه از اين قاعده پيروي نميكند. در يك
دوره نيز از چپ به راست با كاهش شعاع اتم، الكترونخواهي افزايش مييابد البته
استثناءهائي وجود دارد كه با توجه به آرايش الكتروني آنها قابل توجيه ميباشد.
در معادله زیر ، انرژی آزاد شده ،
همان الکترون خواهی اتم گازی می باشد .
![]()
![]()
حالا سوال این است که :
1 - چرا الکترون خواهی نیتروژن صفر اعلام
شده است ؟
2 - چرا الکترون خواهی اتم فلوئور با تمام
الکترونگاتیو بودن ، حتی کمتر از برم می باشد ؟
3 - چرا الکترون خواهی عناصر گروه دوم (
قلیایی خاکی ) عددی مثبت است ؟
4- چرا در باره سوالی که می خوانی به
خودت فرصت فکر کردن نمی دهی ؟ آموزش یعنی این .....
معدن فلز مورد نظر ، در شرایطی که نتوانیم با روش های شیمیایی و یا یک واکنش شیمیایی آن فلز را از سنگ معدن جدا کرده و خالص سازی کنیم ، این فرایند « تشویه » راهی ارزان و کم هزینه خواهد بود . ( بهره وری صنعتی ) سوال از مبحث لوله پرتو کاتدی
-در لوله پرتو کاتدی،اگر فشار گاز درون لوله را به صفر برسانیم
و ولتاژ قوی میان الکترود ها برقرار باشد.....
1)پرتو کاتدی تولید نمی شود.
2)لوله به شدت ملتهب می شود.
3)پرتو کاتدی تولید می شود ولی به دلیل
نامریی بودن دیده نمی شود.
4)حتی ماده ی فلوئورسنت در این شرایط
نوری نمی دهد.
مخلوطی
از NaCl و KClبه وزن
0.2076 گرم در آب با محلول AgNO3رسوب داد درصد وزنی NaCl در مخلوط
?
(28.5mL va 0.1055 mol/lit) درباره
این سوال فکر کنید .( چرا رادرفورد نمی توانست با استفاده از مدل اتمی تامسون ،
پدیده پرتوزایی را توجیه کند ؟
زیرا تامسون در مدل خود به هسته اشاره نکرده بود و پرتو زایی نتیجه
متلاشی شدن هسته می باشدبا توجه به این که جرم هر مول اتم کربن معادل 12 گرم می
باشد ، 1/4a.m.u معادل چند گرم است ؟ سعی کنید از داده های
کتاب استفاده نکنید
) کدام متغیر برای
اندازه گیری جاذبه ی بین یک اتم و الکترون های پیوندی به کار میرود؟
1-انرژی یونش 2-انرژی پیوند 3-الکترون خواهی 4- الکترونگاتیوی


بار موثر هسته در واقع نیروی جاذبه ای
است که هسته بر الکترون مورد نظر اعمال می کند ، می دانیم که در عناصر واقع در یک
تناوب از جدول از چپ به راست بار موثر هسته افزایش می یابد چون که در حالی که لایه
ثابت است با افزایش پروتون های هسته نیروی جاذبه اعمال شده بیشتر خواهد بود . بار
موثر هسته از رابطه زیر حساب می شود :
که در آن Z بیانگر عدد اتمی و S بیانگر اثر پوششی الکترون های داخلی و
هم لایه برای الکترون مورد نظر است . در هر تناوب هر الکترون هم لایه اثر پوششی
معادل 0/35 دار د در حالی که درهر عنصر یک واحد به عدد اتمی اضافه می شود .
شاید این ذهنیت پیش بیاید که پس در هر
گروه از بالا به پایین بار موثر هسته کاهش می یابد د رحالی که این تصوری اشتباه
است . ( غلط معمول ) زیرا در هر گروه از عنصری به عنصر دیگر مثلا در هالوژنها عدد
اتمی 8 یا 18 واحد افزایش می یابد ولی به اندازه 8 تا الکترون یعنی معادل :
اثر پوششی و مزاحمت الکترون درونی ایجاد می شود
در نتیجه می توان گفت که از بالا به
پایین نیز بار موثر هسته افزایش می یابد .
اما با بهره گیری از قاعده اسلیتر می توان اثر پوششی را حساب کرد .
آ ) اگر الکترونی که می خواهیم اثر
پوششی آن را حساب کنیم در زیر لایه های s یا قرار داشته باشد . الکترونی که در تراز یا زیر لایه
بالاتر قرار دارد ( اثر پوششی صفر ) و هر الکترون هم تراز با الکترون مورد نظر (
0/35 ) و هر الکترون تراز اصلی ماقبل آخر معادل ( 0/85 ) و الکترونی که در لایه
درونی تر قرار دارد اثر پوششی معادل ( 1 ) اعمال خواهد کرد .
ب ) اگر الکترون در زیر لایه d یا f قرار
داشته باشد ، الکنرونی که در همان زیر لایه قرار دارد ، معادل 0/35 و برای هر
الکترون باقیمانده معادل ( 1 ) واحد اثر پوششی در نظر گرفته می شود .
برای مثال می توان بار موثر هسته را
برای الکترون های 4s
و 3d در
اتم آهن حساب
کرد .
ادامه دارد ............
نم پذیر به جامداتی گفته می شود که که از اتمسفر آب ر ا جذب کرده ودر آن حل شود ومحلول آبی تشکیل دهد مانند CaCl2 , NaOH , FeCl3
برخی اجسام آب را از اتمسفر جذب می کنند ولی در آن حل نمی شوند وبه آن ها نم گیر گفته می شوند ونمونه معمولی آن مس (II) اکسید است (6)
به علت آبپوشی شدید کاتیون کوچک Li+ معمولا نمک های آن آبدارند(7)
چگونه می توان بدون کمک رادرفورد مدل اتمی تامسون را رد کرد؟ اگر مدل اتمی تامسون (هندوانه ای) درست بود؛ چه رفتارهایی برای اتم قابل پیش بینی بود؟
اگر مدل اتمی تامسون درست بود:
۱- تامسون جرم اتم را
به الکترون های آن نسبت می داد بنا براین باید دراتم تعداد بسیار زیادی الکترون
باشد (مثلادر اتم هیدروِژن باید حدود ۱۸۰۰ الکترون وجود داشته باشد) تا بتواند جرم
واقعی خود را داشته باشد.درواقع هندوانه تامسون باید بسیار پْرتْخمه باشد!
۲- اگراین تعداد الکترون در اتم ها باشد؛ یون های حاصل از اتم ها باید بتوانند بارهای بسیار متنوعی داشته باشند. مثلا بار یون هیدروژن باید بتواند از ۱+ و ۲+ و ۳+ و …… تاحدود ۱۸۰۰+ باشد. همین طور بار ذره آلفا نیز باید بتواند از ۱+ تا حدود ۷۵۰۰+ تغییر کند! اما یون هیدروِژن همیشه دارای یک بار مثبت و اتم هلیم نیز حداکثر ۲ بارمثبت داشت (ذره آلفا).
1- آب از سرچشمه گل آلود است: هرگاه سوسپانسيون آب گل آلود در
سرچشمه رودخانه تهيه شود به طوري که تا آن پايين دست ها همچنان سوسپانسيون باقي
بماند و گل و لا ي فرصت ته نشين شدن و جدا شدن از آب را نداشته باشد اين ضرب
المثل را بکار مي برند.
2- آب در دلش تکان نمي خورد: کنايه از يخ است که مولکول هاي آب در شبکه آن در
جاهاي ثابتي قرار دارند و امکان انجام حرکت انتقالي براي آنها وجود ندارد .
3- آبي از او گرم نمي شود: مقصود واکنش گرما دهي است که در گرماسنج بمبي انجام مي
شود و گرماي توليد شده واکنش آنقدر اندک است که توان گرم کردن آب درون گرماسنج را
هم ندارد.
4- آب نمي بيند اما شناگر ماهري است: منظور فلزهاي قليايي است که زير نفت نگهداري
مي شوند و آنچنان فعاليت شيميايي بالا يي دارند که وقتي وارد آب مي شوند با سرعت
زيادي بر سطح آب مي چرخند و به شدت با آن واکنش مي دهند.
5- آب به آب شدن: انتقال يون هيدروژن از يک مولکول آب به مولکول آب ديگر و تشکيل
يون هيدرونيوم و يون هيدروکسيد که براساس نظريه برونست - لوري يک واکنش اسيد - باز
محسوب مي شود.
6- آبشان از يک جوي نمي رود: لا بد حجم آب آنها روي هم آنقدر زياد است که در يک
جوي جا نمي گيرد والا دليلي ندارد آبشان از يک جوي نرود.
7- آب که از سر رفت چه يک وجب چه صد وجب: اين ضرب المثل شاید مربوط به آن
زماني است که انسان هنوز نمي دانست هرچه جسم در عمق بيشتري از مايع باشد فشار
بيشتري را تحمل خواهد کرد والا کيست که نداند فشار ناشي از يک وجب آب صد
برابر فشار صدوجب آب مي باشد.
8- آب پاکي روي دست کسي ريختن: اضافه کردن آب خالص روي آزمايشي که در حال انجام
شدن است يا استفاده از آب مقطر براي تهيه محلولي باغلظت معين.
9- آبي از دستش نمي چکد: يا دستش خشک است يا آب در دستش يخ زده است يا ظرف آبش
سوراخ نيست والا اين ادعا به شدت تکذيب مي شود.
10- آب در هاون کوبيدن: روشي براي شکستن مولکول هاي آب و جدا کردن اتم هاي هيدروژن
و اکسيژن از يکديگر. در آن دوراني که هنوز اديسون برق را کشف نکرده بود و بشر هنوز
نمي توانست از روش برقکافت براي تجزيه آب استفاده کند از اين روش استفاده مي
شد.
11- آب زير کاه: اين ديگر از آن حرفهاست که بايد قاه قاه به آن خنديد اگر چگالي آب
از کاه بيشتر است پس آب به جز قرار گرفتن زير کاه چاره اي ديگر ندارد بالا ي کاه
که نمي شود قرار بگيرد. کسي که اين را گفته يا چگالي را نمي شناخته يا از مقايسه
چگالي آب و کاه عاجز بوده است.
12- آب زير پوستش رفته: کنايه از نمک هاي آب پوشيده است که داراي چند مولکول آب
تبلور در ساختار خود مي باشند و تا زماني که گرما به سراغشان نيايد اين آب را زير
پوستشان نگه مي دارند.
13- آب شدن و در زمين فرو رفتن: اين ضرب المثل علا وه بر شيمي کمي تا قسمتي زمين
شناسي را هم در بر مي گيرد و منظورش بيشتر ذوب شدن برف ها و يخچال ها و فرو رفتن
در اعماق زمين و تشکيل سفره هاي آب زيرزميني مي باشد.
14- آب و تاب دادن: اضافه کردن آب خالص به محلول داخل بالون پيمانه اي و سپس تکان
دادن و تاب دادن محلول به منظور همگن سازي آن را بيان مي کند.
15- آب از آسياب افتادن: در رفتن برخي مولکول هاي آب از واکنش تجزيه آب به وسيله
عمل برقکافت يا غلتيدن و سرسره بازي مولکول هاي آب در آسياب هاي قديمي را
نيز مي گويند.
16- آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم: همان عنوان فصل اول کتاب شيمي سال اول
دبيرستان يعني «آب مايعي کمياب در عين فراواني» است که با گذشت زمان به صورت اين
ضرب المثل درآمده است. در اينجا کره زمين به کوزه اي تشبيه شده است که آب دارد اما
ساکنانش تشنه آب مناسب و قابل آشاميدن هستند.
17- آب که يک جا بماند مي گندد: هرگاه آب براي مدتي نسبتا زياد در جايي ثابت باقي
بماند بر اثر رشد جلبک ها رنگ و بو و مزه آن تغيير مي کند و براي جلوگيري از
گنديدن آب اضافه کردن کات کبود توصيه مي شود.
18- آب که سربالا مي رود قورباغه ابوعطا مي خواند: راستش را بخواهيد هرچه
گشتيم نتوانستيم براي اين يکي خاصيت شيميايي پيدا کنيم اما اگر کسي بخواهد دستگاه
ابوعطا را با اجراي قورباغه بشنود شرطش اين است که آب را وادار کند سربالا يي برود
تا با آهنگ آن قورباغه شروع به خواندن کند عجب شرطي براي خواندن گذاشته اين
قورباغه! لا بد مي دانسته نيروي جاذبه زمين اجازه نمي دهد آب سربالا يي برود که
اين شرط را گذاشته است. حکايت مي کنند که ماهي از قورباغه خواسته يک دهن
برايش بخواند و قورباغه هم براي اينکه از شر او خلا ص شود و او را دنبال نخود سياه
بفرستد اين شرط را برايش گذاشته است والا قورباغه کجاو اجرا در دستگاه
ابوعطا کجا؟
19- آب در گوش کسي کردن: گفتن ويژگي هاي شيميايي و فيزيکي آب بيخ گوش کسي که حوصله
شنيدن آنها را داشته باشد يا وارد کردن آب در بالون با لوله جانبي منتهي
بايستي از طريق همان لوله جانبي باشد تا آب در گوش کردن محسوب بشود.
20- آب خوش از گلويش پايين نمي رود: کنايه از قيف شيشه اي است که هنگام انجام عمل
صاف کردن آب به راحتي از آن پايين نمي آيد و شايد هم منظور قطره چکان باشد که آب
قطره قطره و به سختي از آن خارج مي شود.
21- آب از آب تکان نمي خورد: خب نبايد هم بخورد مگر پيوند هيدروژني اجازه مي دهد
مولکول آب از مولکول ديگر جدا شود و براي مدتي هرچند کوتاه گشت و گذاري در اطراف و
اکنافش داشته باشد.
22- آب به غربال پيمودن: شايد مربوط به زماني است که از وسايل درجه بندي شده
آزمايشگاهي امروزي نظير استوانه مدرج و بشر و اينجور چيزها خبري نبوده است يا لا
بد کسي از قيف بوخنر براي برداشتن آب استفاده کرده است و شايد هم کسي خواسته
غربالش را امتحان کند تا از سالم بودنش مطمئن شود.
23- آب چيزي را کشيدن: خارج کردن آب تبلور نمک آب پوشيده با گرم کردن آن يا خشک
کردن رسوب به وسيله قيف بوخنر و ارلن تخليه را گويند.
24- آب را گل آلود کردن و ماهي گرفتن: تهيه سوسپانسيون آب گل آلود به منظور کاهش
ديد ماهي و راحت به دام انداختن آن.
25- آب توي چيزي کردن: رقيق کردن محلول هاي غليظ با اضافه کردن آب مقطر و کاهش
غلظت آن يا به حجم رساندن محلول درون بالن پيمانه اي.
* میدونید با عنصرهای آهن(Fe)، نیکل(Ni) و پتاسیم(K) چه سلاحی می شه ساخت؟ پاسخ : چاقو (KNiFe)
* میدونید فرق یه آشپز و یه شیمی دان چیه؟ پاسخ : یه شیمی دان هیچ وقت جرات نمی کنه قاشقشو لیس بزنه.
* WC چیست ! تنگستن کربید
* کدامیک از موارد ذیل در هگزان حل نمی شوند؟ الف) خرس سفید ب) خرس قهوه ای ج) خرس سیاه د) همه موارد پاسخ : خرس سفید. چون قطبیه.
آسپیرین یه شیمی دان میره به یه داروخانه و میگه: ببخشید. میشه یه بسته " استیل سالیسیلیک اسید " بهم بدین؟ داروفروش میگه: منظورتون آسپیرینه؟ شیمی دان میگه: اوه، بله بله، این اسم لعنتی هیچ وقت یادم نمیمونه.
كنار دريا روزي يك فيزيكدان ، يك زيست شناس ويك شيميدان براي اولين بار به اقيانوس مي روند. فيزيكدان چنان جذب اقيانوس و جذابيت امواج آن شده بود كه تصميم گرفت روي ديناميك سيالات تحقيق كند و به درون اقيانوس قدم گذاشت ، اما غرق شد و هرگز باز نگشت . زيست شناس نيز كه از اين همه عظمت به هيجان آمده بود تصميم گرفت روي گياهان و جانوران درون اقيانوس تحقيق كند واو هم وارد اقيانوس شدو هرگز باز نگشت . شيميدان كه مدتي طولاني منتظر آن ها مانده بود ، بالاخره دفتر چه يادداشت خودرا در آورد ومشاهدات خودرا چنين نوشت " فيزيكدان و زيست شناس در آب اقيانوس حل شدني هستند". |
|
در این قسمت ۱۰ ضرب المثل تغییر شکل یافته به زبان شیمی را قرار داده ام . خواهشمند است درصورت بهره برداری از این مجموعه برای رعایت حق کپی رایت !!! منبع را ذکر فرمایید . با تشکر
|
|
|
ضرب المثل های زیر را به کنایه به موضوعات شیمی ربط داده ام . امیدوارم لذت ببرید .
|
سدیم که الکترون ز کف داد مثبت شد و نامش کاتیون شد
چون یافت کلر الکترون را آن را بگرفت و آنیون شد
در لایه ی ظرفیت s و p آکنده ز هشت الکترون شد
سدیم به طریق هشت تایی در لایه ی ظرفیت ، نئون شد
این قاعده با کلر چنان کرد که آرایش آن چو آرگون شد
ترکیب یونی پدید آمد ترکیبی که مشتمل به یون شد
یون ها به درون یک مکعب محکم به مثابه ی بتون شد
هر شش یونِ با بار مخالف اطراف یون دگر کلون شد
شش هم عددی برای هر یون با نامِ کوئوردیناسیون شد
شایان تو که عاقبت ندانی شوری نمک چرا و چون شد
می گه : ظرفیت گرمایی آب خیلی بالاست ، نه ؟ nasrollahi5.blogfa.com
می گم : په نه په ، آب هم مثل بعضی از آدمها کم ظرفیته !
.................................................
کاغذ تورنسل رو زدم توی سرکه ، رنگش قرمز شد . می گه : محلول اسیدیه ؟
می گم : په نه په ، محلول بازیه ، فقط چون کاغذ تورنسل پرسپولیسیه ، خودشو قرمز نشون داده !
.................................................
می پرسه : فرمول شیمیایی آب هنوز H2O هستش ؟ nasrollahi5.blogfa.com
می گم : په نه په ، به علت پیشرفت شگرف علم شیمی ، از سال 2010 میلادی ، فرمولشو به H20O10 تغییر دادن !
.................................................
توی آزمایشگاه شیمی داشتم روی چراغ بونزن مقداری آب رو توی بشر حرارت می دادم ، که از راه رسید و پرسید : داری برای اندازه گیری سختی موقت آب ، اونو حرارت میدی ؟
گفتم : په نه په ، دارم آب رو جوش میارم تا یه چای قند پهلو درست کنم با هم نوش جان کنیم ! nasrollahi5.blogfa.com
.................................................
توی کتاب شیمی (2) دبیرستان ، مدل اتمی بور را دیده و می گه : اینی که وسطشه ، هسته ی اتمه ؟
می گم : په نه په ، هسته ی هلوئه ، چون اینجا خوش آب و هوا بود کاشتنش تا سبز بشه و میوه بده ، تا موقع امتحان شیمی میوه اش رو بخوریم 20 بگیریم ! nasrollahi5.blog
نحوه ی انجام آزمایش :
ماسه را در سینی فلزی به شکل مخروط درآورید . ارتفاع مخروط حدود 10 سانتی متر باشد . نوک مخروط را با قاشقی بردارید به گونه ای که گودالی به عمق 5 سانتی متردر وسط مخروط ایجاد شود . مخروط را با الکل سیراب کنید . حال شکر و جوش شیرین را به خوبی مخلوط کرده ، درون گودال بریزید . کبریت را روشن کرده ، به ماسه ی آغشته به الکل نزدیک کنید تا الکل شروع به سوختن نماید . چند لحظه صبر کنید تا مار سیاه از درون گودال درآید . چه مشاهده می کنید ؟ واقعا ً چه اتفاقی افتاده است ؟
پاسخ : یک اتفاق ساده ! nasrollahi5.blogfa.com
NaHCO3 + C12H22O11 + O2 ------> C + CO2 + H2O + Na2CO3
فقط شما لطف کنید در این واکنش ، فرمول شیمیایی مار سیاه را پیدا کنید .
1- چست و چابک باش!
بعضی افراد هستند که انگار کلاً روی دُور کند تشریف دارند. قدری سرعت کارهایتان را افزایش دهید. میتوانید از راه رفتن شروع کنید. قدری تندتر و قدرتمندتر راه بروید. سریعتر بنویسید. برای کلاس و مدرسه، زودتر آماده شوید. زمان صرف ناهار و شام را هر کدام به نیم ساعت کاهش دهید. سریع به کلاس بروید و با سرعت هم برگردید. یادتان باشد، چست و چابک همچو آهو از سَر جوی زمان بپرید
2- ضرب العجلی باش!
از بهترین تکنیکهای افزایش سرعتعمل در مطالعه، تعیین اهداف جزئی روشن و دقیق برای هر واحد مطالعه است. یعنی همینطور پشت کتاب درسی نشینیم و فیزیک بخوانیم! ابتدا با توجه به سرعت مطالعهای که از خود سراغ داریم، میزان مبحث و نوع کار را مشخص کرده (چند صفحه، چند مسأله و چند تست) و بی درنگ شروع به خواندن کنیم و سعی کنیم کارهای خود را بر اساس مهلت و ضربالاجلهایی که برای آنها تعیین کردهایم، انجام دهیم.
3- عادتی نباش!
اگر حساب کنیم، دانشآموزی که از مدرسه میآید، تا زمانی که ناهار، نوش جان کند، نیم ساعت تلویزیون تماشا میکند؛ هنگام ناهار هم آنقدر غذا خوردن را کش میدهد که تکرار سریال شب قبل را ببیند و عصر تا شب، در کل، نیم ساعت را با تلفن و موبایل و پیامک سپری کند؛ شب هم شام را آنقدر بطولاند…! تا آن سریال دیگری تمام شود و آخر شب هم گشتی در دنیای مجازی رایانه بزند؛ دست کم در هر روز،2 ساعت وقت تلف کرده است. (تازه اخبار ورزشی و هنری و فرهنگی و مرور مجلات و روزنامه های زرد و آبی و قرمز را محاسبه نکردیم.) آیا تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که اگر روزی نیم ساعت نسبت به دوست خود، بیشتر درس بخوانید، در عرض یک ماه، 15 ساعت بیشتر از او کار کردهاید؟ آیا میدانید با این 15 ساعت، میتوانید مطالعهی یک کتاب مانند دین و زندگی را تمام کنید؟ یعنی با جمع همین نیم ساعت روزانه، که شاید اصلاً به حساب نیایند، در عرض یک ماه میتوانید، به قدر یک کتاب بیشتر بخوانید.
4- در کارها، اولویتبندی داشته باش!
برخی از کارها هم ضروریند و هم فوری. برخی ضروری و غیرفوری و برخی غیرضروری و غیرفوری. بدیهی است که اولویت با کارهای ضروری و فوری است. مدام در طول روز از خود بپرسید که کدام کار من از نوع اول است. بسیار مهم است که سریع و با درایت تصمیم بگیرید. در یک برنامهریزی صحیح، همهی فعالیتها با یکدیگر پیوسته هستند. به تأخیر انداختن برخی کارها مثل حذف یک حلقه از زنجیر است که اتصال حلقههای دیگر، یعنی تداوم کارها را از بین میبرد. پس با اعتماد به نفس تصمیم بگیرید و عمل کنید.
5- منظم باش!
تا کنون چند بار پیش آمده است که لابهلای کتابها، برای پیدا کردن نکتهای، وقت زیادی صرف کرده باشید یا دچار آشفتگی فکری شده باشید؟ برخی فکر میکنند که شلختگی، طبیعت داوطلبان کنکوری است و نشاندهندهی تلاش زیاد است. خوب است بدانید، در تحقیقی، در یک خوابگاه دانشجویی، در تهران، مشخص شد افرادی که اتاق منظمتری دارند، در امتحانات نتیجهی بهتری هم میگیرند. برای کارهای شخصی خود در هفته، برنامهریزی کنید و آنها را به تعویق نیاندازید. 6- خودت را کنترل کن! شما نمیتوانید اعمال و رفتار همهی اطرافیان را کنترل کنید؛ اما میتوانید خودتان را کنترل کنید. اگر دوستان یا فامیل، بدون برنامهی قبلی به منزل شما میآیند، میتوانید پس از یک سلام و احوالپرسی ساده، به آن ها بگویید “ببخشید! خیلی از دیدنتان خوشحال شدم؛ اگر اجازه بدهید، من باید بروم سراغ درسم؛ …” و از صراحت خود خجالت نکشید. درس خواندن و کنکور دادن، خجالت و تعارف ندارد.
نیرویی که دو اتم را در یک پیوند کووالانسی به هم متصل نگه می دارد؛ ممکن است از نیروی موجود میان یک جفت کاتیون و آنیون بیشتر است.
پس از تشکیل پیوند کوالانسی ؛نیروهای دافعه و جاذبه برابر می شوند و اتم ها در فاصلهای تعادلی نسبت به هم قرار میگیرند.
طول پیوند نشاندهندهی جایگاه اتمها در پایینترین سطح انرژی است.
اغلب طول پیوند با انرژی پیوند نسبت عکس دارد.
اگرتفاوت الکترونگاتیوی دو اتم در یک پیوند بزرگتر از۷ /۱ باشد؛اغلب آن را در گروه پیوندهای یونی دسته بندی کرد.فلوئور با وجود کوچک بودن شعاع انرژی پیوندش نیز کم است.
پیوندهای کووالانسی ناقطبی و یونی ؛دو انتهای یک گستره از انواع پیوند به شمار میرود.
ستارهشناسان گمان میکنند که سطح بزرگترین ماه سیاره ی کیوان (زحل)از اتان مایع پوشیده شده است .
جرم فرمول مولکولی گلوکز ۶برابرجرم فرمول تجربی آن است.
فرمالدهید سمی و سرطان زا ست و فرمول تجربی آن مشابه فرمول تجربی استیک اسید است.
در نشادر هر سه پیوند یونی ؛کووالانسی وداتیو کجود دارد وتعدادپیوند کووالانسی درآن باتعدادپیوند کووالانسی در دی نیتروژن مونواکیسد برابر است.
در مولکول دی کلرومتان؛ اغلب اتم ها به جز هیدروژن به آرایش هشتایی پایدار رسیده اند.
دی متیل اتر گازی است که بعنوان پیشرانه در افشانه ها وگاز یخچال به کار می رود.
مولکول کلردی اکسید ؛دارای شکل هندسی خمیده بودا و همه ی اتم های آن از قاعده ی هشتایی پیروی نمی کنند.
درساختار مولکول کربن مونواکسید ؛یک پیوند کووالانسی کوئوردینانسی وجود دارد.
هر مولکولی که دارای کولکول قطبی باشد در میدان الکتریکی جهت گیری می کند.
در مولکول فرمالدهید؛زاویه ی میان پیوندهای یگانه از ۱۲۰ درجه کوچک تر است.
توزیع ناهمگون الکترون ها روی مولکول؛نیروهای بین مولکول را افزایش می رهد.
هیدروژن کلرید ترکیبی است و اتم هیدروژن در آن بار الکتریکی جزئی مثبت است.
شمار جفت الکترون های پیوندی در کولکول اتن وکتن برابراست.
زاویهNH3 برابر PH3نیست وبزرگتر از زاویه ی پیوند در مولکول آب است.
فرموا تجربی CH2Oرامی توان به سه ترکیب فرمالدهید؛استیک اسید وگلوکز نسبت داد.
درCH4,نیروی جاذبه ی بین مولکولی تنها از نوع نیروی جاذبه ی لاندون است.
از میان گونه های «BF3؛H3O+؛ALCL3؛PH3»؛تنهاPH3 می تواند بایونا+H پیوند کووالانسی- کوئوردینانسی تشکیل دهد.
درمیان گونه های شیمیایی«SF4 ,NH4+ ,PCL4+ ,SiF4 , IF4+ » ؛۳ گ.نه دارای شکل هندسی چهار وجهی منتظم اند.
دربین مولکولهای «SiF4 ,PCL5 ,SF4 , BCL3»,تنها یک مولکول وجود دارد که قاعده ی هشتایی پایدار در مورد اتم مرکزی آن ها رعایت شده است.
دربین ترکیبهای «CaC2, C2H4, HCN, C2H2, N2, O2 ,HF »؛تنها چهار ترکیب وجود دارد که پیوند کووالانسی سه گانه دارند.
نام گذاری ترکیبات آلی ( آلکان ها)
در این مقاله سعی داریم تا به طور مختصر و مفید نام گذاری ترکیبات آلی را ذکر کنیم تا برای افرادی که می خواهند این مطلب را بیاموزند یا در این مورد اشکال هایی دارند قابل استفاده باشد. سعی داریم تا کم تر وارد مباحث دیگر شویم ولی در بعضی موارد برای توضیح بهتر مجبور به بررسی یک سری مفاهیم مرتبط خواهیم بود:
مفاهیم مقدماتی:
۱- تقسیم بندی ترکیبات آلی: به ترکیباتی عناصر اصلی ساختمان آنها را کربن و هیدروژن تشکیل می دهند، ترکیبات آلی می گویند. در ساختمان ترکیبات آلی گاهی علاوه بر کربن و هیدروژن، عناصری مانند اکسیژن، نیتروژن، گوگرد، فسفر و … نیز یافت می شوند. ترکیبات آلی را از یک نگاه می توان به دو گروه حلقوی ها (آروماتیک ها) که خانواده بنزن هستند و غیر حلقوی ها (آلیفاتیک ها) که شامل آلکانها، آلکن ها، آلکین ها و سیکلو آلکانها هستند، تقسیم بندی نمود. از نگاه دیگر این ترکیبات را به چهار گروه هیدروکربنهای ساده، اکسیژن دار، نیتروژن دار و اکسیژن و نیتروژن دار تقسیم می کنند.
۲- انواع کربن : اگر کربنی با یک کربن در اطراف خود پیوند داشته باشد، آنرا کربن نوع اول، اگر به دو کربن متصل باشد، نوع دوم و اگر به سه کربن متصل باشد آنرا نوع سوم و درنهایت اگر یک کربن هر چهار پیوند خود را با چهار کربن تشکیل داده باشد، آنرا کربن نوع چهارم می نامند.
۳- هیدروکربن بدون شاخه: هیدروکربنی است که در آن هیچ اتم کربنی یافت نمی شود که به بیش از دو کربن متصل باشد. یعنی در ساختمان این هیدروکربن ها، کربن نوع دوم به بالا نداریم.
مثال:CH3 CH3-CH2-CH2-CH2-CH2-CH2-CH2-
4- هیدرو کربن شاخه دار: هیدروکربنی است که در آن حداقل یک اتم کربن به بیش از دو اتم کربن دیگر متصل است. یعنی در ساختمان این نوع هیدروکربن حداقل یک اتم کربن نوع سوم یا چهارم وجود دارد.
۵- همولوگ: ترکیباتی که اختلاف ساختار آنها فقط در تعداد – CH2 - آنهاست.
- نام گذاری آلکان ها:
آلکانها، هیدروکربنهای سیر شده ای هستند که تمایلی به واکنش های افزایشی ندارند. هیبریداسیون اتمهای کربن در ساختار الکانها sp3 می باشد. نام دیگر این ترکیبات پارافین ها می باشد. فرمول عمومی این ترکیبات عبارتست از CnH2n+2 ، یعنی اگر آلکان ما یک کربنه باشد، ۴ عدد هیدروژن و اگر ۲ کربنه باشد، ۶ عدد هیدروژن در ساختمان آن وجود دارد. و به همین ترتیب الی آخر. بنابر این اختلاف آلکانها در تعداد – CH2 - های آنها می باشد و می توان نتیجه گرفت که آلکانها همولوگ همدیگر هستند.
۱- روش آیوپاک:
روش آیوپاک روش جهانی نامگذاری ترکیبات الی می باشد که جایگزین نامگذاری های قدیمی گردیده است. در این نامگذاری تعداد اتم کربن در زنجیر اصلی مهمترین قسمت نام را تشکیل می دهد. تعداد اتم های کربن را با لفظ های ویژه زیر تعیین می کنیم:
۱ : مِت ۲: اِت ۳ : پروپ ۴ : بُوت ۵: پّنت ۶: هِگز ۷: هِپت ۸: اُکت ۹: نون ۱۰: دِک
در نام گذاری آلکان ها تعداد کربن های زنجیر اصلی تعیین کننده نام آلکان است به این ترتیب که تعداد کربن ها را شمرده لفظ ویژه آنرا بدست آورده و به انتهای لفظ ویژه آن یک لفظ ” ان” اضافه می کنیم. به عنوان مثال:
CH3 CH3-CH2-CH2-CH2-CH2-CH2-CH2-
هیدروکربن فوق دارای هشت کربن است و لفظ ویژه مربوط به می شود “اکت” که با افزودن یک “ان” تبدیل می شود به اکتان.
- رادیکال: اگر از ساختمان یک هیدروکربن، اتم هیدروژن را بطور متقارن جدا کنیم، بطوریکه کربن مورد نظر دارای یک اربیتال نیمه پر گردد، به ترکیب بدست آمده رادیکال می گوییم. به رادیکال آلکانها، آلکیل می گویند و در نامگذاری آنها لفظ “ان” انتهای نام آلکان مورد نظر را به “ایل” تبدیل می نمایند.
CH4 à CH3. + H.
به نام آلکیل های زیر و محل قرار گرفتن (.) توجه کنید.
|
ردیف |
فرمول آلکان |
نام آلکان |
فرمول آلکیل |
نام آلکیل |
|
۱ |
CH4 |
متان |
CH3. |
متیل |
|
۲ |
C2H6 |
اتان |
C2H5. |
اتیل |
|
۳ |
C3H8 |
پروپان |
CH3-CH2-CH2. |
پروپیل |
|
۴ |
C3H8 |
پروپان |
CH3-CH.-CH3 |
ایزو پروپیل |
|
۵ |
C4H10 |
بوتان |
CH3-CH2-CH2-CH2. |
بوتیل |
|
۶ |
C4H10 |
بوتان |
CH3-CH2-CH.-CH3 |
بوتیل -S |
|
7 |
C4H10 |
بوتان |
CH3-CH(CH3)-CH2. |
ایزو بوتیل |
|
۸ |
C4H10 |
بوتان |
CH3-C.(CH3)-CH3 |
بوتیل -t |
چنان چه آلکان ما بدون شاخه باشد. از نامگذاری ذکر شده در بالا یعنی لفظ ویژه + ان استفاده می کنیم. اگر آلکان ما شاخه دار بود روش زیر را برای نامگذاری آلکان مورد نظر به کار می بریم:
۱- بلند ترین زنجیر ممکن را به عنوان زنجیر اصلی انتخاب می کنیم. دقت نمایید که این زنجیر باید با یک کربن نوع اول آغاز شده و به یک کربن نوع اول ختم گردد.
۲- ساختار کاملاً گسترده ماده را رسم می کنیم به گونه ای که هیچ کربنی در آن اندیس بیش از یک نداشته باشد.
۳- کربنهایی که در این زنجیر اصلی قرار نداند و بلکه با کربنهای آن اتصال دارند را به عنوان شاخه های در نظر می گیریم.
۴- زنجیر اصلی را از سمت نزدیکتر به تراکم بیشتر شماره گذاری می کنیم. توجه کنید این شماره گذاری بایستی به صورتی باشد که مجموع شماره های شاخه ها کمترین رقم را داشته باشد.
۵- نا م آلکان را به شکل زیر بدست می آوریم:
” شماره کربن محل اتصال شاخه + نام آلکیلی شاخه + نام زنجیر اصلی بصورت آلکانی”
تذکر ۱ : اگر بر روی زنجیر اصلی دو یا چند شاخه یکسان مشاهده شود، بعد از ذکر شماره محل های اتصال شاخه ها، تعداد آنها را با لفظ های ” دی، تری، تترا و …” معین کرده و قبل از نام شاخه ذکر می کنیم.
تذکر ۲: اگر بر روی شاخه اصلی چند گونه متفاوت آلکیل داشته باشیم، نام شاخه ها را به ترتیب حروف الفبای یونانی ذکر می کنیم:
اتیل( Ethyl)، ایزو پروپیل (Iso propyle )، متیل ((Methyl ، پروپیل (Propyle)
مثال:
۳- اتیل – ۴- متیل هگزان
تذکر ۳: دقت نمایید که پیشوندهای “-s”، “-n”، “-t” و … یا تعداد شاخه ها با الفاظ ” دی، تری، تترا و …” در تقدم الفبایی منظور نمی شوند.
تذکر ۴: اگر بعد از انتخاب زنجیر اصلی فاصله شاخه ها تا دو سر زنجیر یکسان و مجموع اعداد نیز برابر باشد، از سمت نزدیکتر به شاخه دارای تقدم الفبایی شماره گذاری را انجام می دهیم.
مثال:
۳- اتیل – ۴- متیل هگزان
تذکر ۵: اگر تغییر محل شاخه در نامگذاری تأثیری نداشت، از ذکر شماره محل شاخه خودداری می کنیم.
تذکر ۶: اگر آلکانی دارای کربنی باشد که به جای هیدروژن عنصر یا گروه دیگری با آن پیوند داشته باشد، آنرا مشتق آلکان نامیده و در نامگذاری ترکیب با عنصر مربوطه مانند یک شاخه رفتار می کنیم. فقط در انتهای نام عنصر مربوطه لفظ ” و ” اضافه می کنیم.
مانند: نیترو NO2- کلرو – فلوئورو – برمو – یدو و….
۲- روش قدیمی یا بازاری:
این روش بسیار ناقص و محدود بوده و از قاعده خاصی پیروی در تمام زمینه ها پیروی نمی کند. از این روش در محافل علمی بسیار کم استفاده شده و فقط به طور محدود در بازارها مورد استفاده قرار می گیرد ولی آشنایی با آن خالی از لطف نیست.
۱- در آلکانهای بدون شاخه نام آلکان با توجه به تعداد کربن ذکر می گردد. مانند بوتان، پنتان و …
۲- در آلکانهای شاخه دار از روش زیر استفاده می کنیم:
پیشوند مناسب + نام آلکان با توجه به تعداد کل کربن
اگر یک شاخه متیل روی کربن دوم قرار بگیرد از پیشوند “ایزو” و اگر دو شاخه متیل روی کربن دوم قرار بگیرد از پیشوند “نئو” استفاده می کنیم.
۳- برای مشتقات مونو هالوژنه آلکانها داریم:
“ نام رادیکال متصل به هالوژن + نام هالوژن + اید “
با توجه به روش فوق برای نامگذاری مشتقات مونو هالوژنه آلکانها آنها را، ” آلکیل هالید ” نیز می نامند.
این که فکر نکنم دیگه مثل عهد بوق تست از رنگ شناساگر ها بدهند ولی خوندن این شعر خالی از لطف نیست!
در وصف تورنسل:
تورنسل گر که بمالد به اسید می شود سرخ چنان شال یزید!
باز را رنگ چه گردد؟آبی با توام ,می شنوی یا خوابی؟
در محاسن فنول:
گر اسیدی به فنول ماسیده گشنه بی رنگ زبَس ترسیده!
گر بریزی به فنول قدری باز ارغوانی شود با عشوه و ناز!
اندر باب هلیانتین:
هل بگردد به اسیدی چو انیس شودش رنگ چنان پرسپولیس
لیک اگر باز شود مونس هل زردی از وصل بگردد حاصل
ایوانوویچ مندلیف، شیمیدان روسی، در هفتم فوریه سال 1834 در شهر توبولسك (Tobolsk) یعنی جایی كه پدربزرگش اولین روزنامه ی سیبری را منتشر كرد، متولد شد. مندلیف چهاردهمین فرزندخانواده ای پر جمعیت و فرزند یكی از مدیران مدارس محلی بود.
دوران كودكی مندلیف بسیار اندوهناك بود؛ پدرش نابینا شد و مرد. مادرش
مدیریت یك مغازه ی شیشه بری را بر عهده گرفت،
اما نتوانست از عهده ی آن بر آید. خود مندلیف
نیز پس از پایان تحصیلات در سنت پترزپورگ به آستانه ی مرگ نزدیك شد، اما در نهایت جان سالم به در برد.
مندلیف تعلیمات اولیه خود را از یك
تبعید شده ی سیاسی آموخت. او در دانشگاه سنت پترزبورگ Petersburg
Saint (لنینگراد) استعداد بسیار در فراگرفتن علوم و ریاضیات از خود نشان داد و زیر نظر
آ. وسكرسنكا ( A. Voskressenka ) شیمیدان بزرگ روسی، به آموختن علم
شیمی مشغول شد و در
سال 1855 با دریافت یك مدال طلا فارغ
التحصیل شد. سپس به كار تدریس در دبیرستان
روی آورد و رساله ای تحت عنوان حجم ویژه (Specific
Volume) را آماده كرد و درجه فوق لیسانس خود را گرفت.
بعد از آن دانشیار دانشگاه سن پترزبورگ شد و به تدریس شیمی آلی در
آن دانشگاه مشغول شد و كتاب شیمی آلی را منتشر
كرد، كه در واقع این كتاب اولین كتاب درسی
شیمی آلی، در روسیه بود. مندلیف ضمن مطالعات بعدی خود در فرانسه و آلمان توانست در كنفرانس 1858 كارلسروهه (آلمان) كه در آن
فرضیه آووگادرو به شدت مورد بحث
بود، شركت كند. در سال 1865 با گذارندن تزی تحت عنوان اتحاد آب و الكل كه همواره موضوع جالبی است، درجه ی
دكتری گرفت و در
آخر همان سال به استادی كرسی شیمی
صنعتی دانشگاه سن پترزبورگ انتخاب شد. در سال
1867 كرسی شیمی معدنی را نیز به دست آورد.
در سال های 1868 تا 1870 كتاب درسی در شیمی به نام اصول شیمی كه
یكی از معتبرترین كتاب های جهان به
شمار می آید را منتشر كرد. مندلیف در 35 سالگی ازدواج
كرد. در سال 1869 مندلیف جدول عجیبی را تنظیم كرد. در حقیقت او احتمال می داد كه خواص فیزیكی و شیمیایی اجسام تابع جرم
اتمی آن هاست. او ورقه ی كاغذی را توسط خطوط افقی و عمودی به خانه هایی تقسیم
بندی و 63 عنصر ساده را به ترتیب جرم اتمی آنها
در جدول مرتب كرد.
به این ترتیب كه از سبك ترین آن ها یعنی هیدروژن شروع و به سنگین
ترین آن ها یعنی اورانیوم خاتمه داد. مندلیف این
عناصر را روی شش ردیف كامل غیر منظم، توزیع
كرد ، مثلاً ردیف اول فقط شامل هشت عنصر، ردیف پنجم شامل 32 عنصر و ردیف ششم شامل 6 عنصر بود، ولی عناصری كه خواص آن ها نزدیك به
هم بود را در
یك ستون زیر هم قرار داد، مثلاً لیتیم
، سدیم و پتاسیم در یك ستون و فلوئور،
كلر، برم و ید نیز در یك ستون قرار گرفتند. از 92 خانه ی موجود در جدول پیشنهادی مندلیف 29 خانه خالی بود، ولی مندلیف به جدول
خود شك نكرد و
اظهار كرد كه خانه های خالی متعلق به
عناصری است كه هنوز كشف نشده اند .
در سال 1869 یك سال پیش از آن كه لوتارمیر L.Mayer جدول مشابهی در سالنامه ی لیبیگ كه به نام وی بود، منتشر كند، مندلیف گزارش كوتاه خود را
درباره ی جدول تناوبی عنصر ها برای اولین بار
به انجمن شیمی - فیزیك لنینگراد ارائه داد.
اعضای انجمن او را مسخره كردند، ولی فقط لوتارمیر بود كه به این تفكر مندلیف احترام گذاشت.
تا این كه در سال های 1875 و 1879 و 1887 لكوك دوبوآبودران
فرانسوی و نیلسون
نروژی و وینگر آلمانی به ترتیب عنصر
های گالیم، اسكاندیم و ژرمانیم را كشف كردند
و جرم اتمی این سه عنصر طوری بود كه درست در داخل سه خانه از خانه های خالی جدول مندلیف جای می گرفتند. بعد از كشف آرگون در سال
1894 و هلیم و
به ویژه بعد از اینكه رامزی، با اتكای
به جدول مندلیف وجود نئون و كریپتون و
زنون را پیش بینی كرد، جدول پیشنهادی مندلیف بسیار معروف شد . به همین دلیل آكادمی های تمام كشور های جهان به جز كشور خودش مندلیف را
به عضویت خود دعوت كردند.
علت اختلاف دولت كشور مندلیف با وی دلایل سیاسی داشت. در حقیقت
مندلیف مردی
آزادی خواه و خستگی ناپذیر و علاقه
مند به مسایل اجتماعی بود. مندلیف از طرفداران
حقوق زنان نیز بود. وقتی به او فرمان داده شد در كار های دولتی دخالت نكند، به جای اطاعت از فرمان از استادی دانشگاه استعفا
داد.
او به حمایت از جنبش های آزادی خواه دشمنان زیادی پیدا كرد و حتی
با امتناع از كوتاه كردن موی خود در مقابل خواست
های تزار ایستادگی كرد. با این وجود ، او
توانسته بود به مدیریت اداره اوزان و مقادیر منسوب شود، ولی در نهایت حكومت تزاری او را سد راه افكار خویش تشخیص داد و او را به
عنوان ماموریت
به كشور های خارجی فرستاد. مندلیف به
پاریس رفت و در آزمایشگاه وورتس، شیمیدان
فرانسوی كار كرد.
مدتی با بونزن، شیمیدان و فیزیك دان آلمانی همكاری داشت، برای تحقیق
درباره ی نفت به كشور آمریكا سفر كرد و از چاه
های نفتی پنسیلوانیا بازدید به عمل آورد
و هنگام بازگشت به اصلاح وضع استخراج نفت در حوزه های نفتی قفقاز پرداخت. مندلیف همانند گیلوساك، شیمیدان فرانسوی برای تحقیق
فضایی با بالون
به هوا پرواز كرد تا از كسوف ( خورشید
گرفتگی ) عكس بگیرد. در سال 1906 نام
مندلیف در لیست نامزد های جایزه ی نوبل قرار گرفت ، ولی با توجه به این كه موآسان (Moissan) شیمیدان فرانسوی یك رای بیش از او
آورد این جایزه به
مندلیف نرسید. سال های آخر زندگی
مندلیف به واسطه ی جنگ روس و ژاپن با غم و اندوه
پایان یافت و در دوم فوریه سال 1907 هنگام مطالعه ی یكی از كتاب های ژول ورن در گذشت.
از آن زمان تا كنون همه ی خانه های جدول مزبور پر شد و آخرین خانه
ای كه باقی مانده بود، در سال 1938 با كشف
آكتینیم در پاریس پر شد و بدین ترتیب مشخص شد
كه پیش بینی استاد فرزانه ی علم شیمی (مندلیف) تا چه اندازه دقیق بود. در
سال 1955 عنصر شماره 101 كشف شد و به افتخار وی مندلیفیم (Mendelvium) نام گذاری شد.
تا حالا فکر کردین که چرا هیدروژن تو جدول تناوبی، اون بالا تنهاست؟
هیدروژن با این که وجوه مشترکی با بعضی از گروه ها داشت نتوانست در هیچ یک از گروههای جدولی تناوبی اجازهی اقامت کسب کند.
ابتدا به سراغ قلیاییها رفت و با آنها اظهار قومیت کرد. قلیاییها چون او را مانند خود پوشیده در اوربیتال دیدند و به خصوص شنیده بودند گاه او را با عنوان کاتیون نام میبرند وی را در گروه خود پذیرفتند. حتی لیتیم اتاق فوقانی را به او اختصاص داد. امّا بعد حرکاتی از هیدروژن سر زد که باعث گفتگوها و ایجاد شک و تردیدها گردید.لیتیم به سدیم گفت او گاه برای برقراری پیوندها با ما اظهار تمایل میکند. کِی این رسم بین ما بود؟
سدیم: شنیدهام H کاملاً عریان است و هیچ پوششی از الکترون ندارد. واقعاً بیشرمی نیست؟
لیتیم: اگر الکترون هم پیدا کند. گاز میشود, فرار میکند. او بند بشو نیست. ما عنصر گازی نداشتیم؟
سدیم: اگر H در فعالیتهای الکترولیتی مانند ما به کاتد میرود یک نیرنگ است. شنیدهایم گاه در چهرهی هیدرید H و به طور مذاب به آند میرود.
لیتیم: پیوند ما با عناصر دیگر از جمله هالوژنها یونی است. کووالانسی نیست. امّا او پیوند کووالانسی برقرار میکند.
سدیم: بلی ما در خانوادهی خود عنصری این گونه دورو نداریم. او گاه کاتیون و گاه آنیون میشود.
لیتیم: فعالیت ما در حالت فلزی زبانزد خاص و عام است. برّاق و رسانای الکتریسیته هم هستیم او چه شباهتی به ما دارد؟
سدیم: درست است او از تبار ما نیست. ما کِی آنیون شدهایم؟ باید عذرش را خواست.
هیدروژن سراغ خانوادهی هالوژنها میرود و خود را منسوب به آنها معرفی میکند و میگوید: من مانند فلوئور و کلر گازی شکل هستم. حتی با همة کوچکی و سبکی حجمی برابر آنها اشتغال میکنم (4/22 لیتر), شما بیشترین تمایل وصلت را با قلیاییها دارید. من هم بیمیل نیستم. من به صورت ملکولی مانند شما دو اتمی هستم.
آنها او را پذیرفتند, امّا زمانی بعد احساس میکنند این یک وجبی آنها را فریب داده است, چرا که او کاهنده است و آنها اکسنده. او چه ربطی به آنها دارد. عذرش را میخواهند.
هیدروژن سراغ خانوادهی کربن میرود و اظهار همبستگی میکند و میافزاید لایهی ظرفیت من مانند لایهی ظرفیت شما نیمهپر است. ما الکترونگاتیویته مشابه داریم و به جای پیوند یونی پیوند کووالانسی برقرار میکنیم. اما الماس و سیلیسیم با آن وقار و داشتن شبکه وسیع کووالانسی از ابتدا نسبتی بین خود و آن جزء ناچیز ندیدند و بیاعتنا طردش کردند.
بلی هیدروژن از آن به بعد گوشهی تنهایی برگزید و دانست کسی که چند چهره دارد تنها میماند.
به نظر شما هویت, یا یه جورایی شخصیت هیدروژن به این چیزی که تو این داستان گفته می خوره؟!!! من که کاملا مخالف چند رویی هیدروژنم.
اصلا به نظر شما, به هیدروژن چه شخصیتی می شه نسبت داد؟!!!
از پیوند اتم ها برای پایدار شدن دریافتم که اتحاد رمز پایداری است و از گاز های نجیب کامل شدن را رمز پایداری یافتم.
از بحث واکنش های چند مرحله ای و زنجیری آموختم که ما ذره ای حد واسط مراحل زندگی هستیم که در یک مرحله ی واکنش متولد میشویم و در واکنشی دیگر می میریم و هدف آفرینش و خلقت فراتر از تولید و مصرف ماست.
از بحث تعادل های شیمیایی و واکنش های برگشت پذیر آموختم که جهان تعادلی است پویا و دینایک که گرچه در ظاهر خواص ماکروسکوپی ثابت و لا متغییری دارد اما در درون در تکاپو و فعالیت است.
از شیمی آموختم که از دست دادن فرصت ها واکنش های برگشت ناپذیری هستند که تکرار آنها میسر نخواهد بود.
از شبکه ی بلور جامد های یونی آموختم که با وجود تضاد ها می توان چنان گرد هم آمد و پیوستگی ایجاد کرد که شبکه ای مقاوم در برابر دماهای ذوب بالا بوجود آید و از شبکه ی بلوری الماس دریافتم که هرچند پیوندهایمان بیشتر منسجم تر و محکم تر باشد شکستن آنها مشکل تر است و برسختی و استقامت ما چنان افزوده خواهد شد که قادر به شکافت سنگ و فولاد خواهیم شد.
از سینتیک شیمیایی و برخورد های بین مولکولی آموختم که باید برخوردهایمان در راستای مناسب و با انرژی کافی انجام شود وگرنه کارا و موثر نخواهد بود.
از نقش کاتالیزگرها دریافتم که میتوان برای سرعت بخشیدن به فعالیت ها و استفاده بهینه از زمان از میانبرها عبور کرد و با کاهش هرینه ها واکنش تولید را سریعتر کرده و در زمان کمتر بازده بیشتری فراهم کنیم.
از الکتروپوزتیوی فلز بخشندگی را رمز پایداری یافتم.ترکب ها را زاییده ی فکر متفکری یافتم که از واکنش عناصر به نسبت های ثابت و معینی بوجودآمده اند که با خواص اولیه ی عناصر به کلی متفاوت اند و همین نکته ما را بس که دچار شگفتی و حیرت شویم و به خالق فرزانه آفرین گوییم.
از شیمی آموختم که در اقیانوسی از هوا زندگی می کنیم که عناصر و ترکیبات تشکیل دهنده ی آن ما را متعجب می کند.اگر غلظت هر کدام دچار تغییر شود زندگی بر ما مختل خواهد شد.گرمزاترین واکنش ها را در تبدیلات خورشیدی دیدم و بزرگترین رآکتور همجوشی را خورشید یافتم. حرارت و نور حاصل از این واکنش های عظیم را برای زمین هم مفید و هم مضر دانستم و دریافتم که آفریدگار فهیم و اندیشمند در اطراف ما لایه ای زخیم از اوزون قرار داده تا از گزند اشعه های مضر خورشید محفوظ باشیم.
وتبارک الله احسن الخالقین
کلید
واژه : شیمی 1 شیمی 2 شیمی3 شیمی 4 جزوه شیمی 1 جزوه شیمی2 جزوه شیمی 3
جزوه شیمی4 بهترین تست کنکور کنکور 93 موفقیت در کنکور 93 خلاصه شیمی
دبیرستان و پیش دانشگاهی بهترین نمونه سوالات امتحانی شیمی سوالات احتمالی
کنکور 93

کلید واژه : شیمی 1 شیمی 2 شیمی3 شیمی 4 جزوه شیمی 1 جزوه شیمی2 جزوه شیمی 3 جزوه شیمی4 بهترین تست کنکور کنکور 93 موفقیت در کنکور 93 خلاصه شیمی دبیرستان و پیش دانشگاهی بهترین نمونه سوالات امتحانی شیمی سوالات احتمالی کنکور 93